سرمایهگذاری ۸۴ میلیارد دلاری برای نجات جنوب شرقی آسیا
گزارش پیشرو تحلیلی جامع از آخرین یافتههای مؤسسه مککینزی درباره ضرورت ارتقای پایداری اقلیمی در منطقه جنوب شرقی آسیا است که به بررسی هزینهها، چالشها و راهکارهای حیاتی برای پر کردن شکاف تابآوری در این پهنه جغرافیایی میپردازد. منطقه جنوب شرقی آسیا از گذشته تا کنون به شدت در معرض رویدادهای آبوهوایی شدید قرار داشته است؛ به طوری که امروزه نزدیک به نیمی از مساحت زمینها و نیمی از جمعیت این منطقه با حداقل یک مخاطره اقلیمی جدی مواجه هستند. ده درصد از اراضی منطقه در معرض خطر سیلابهای رودخانهای قرار دارد و پانزده درصد از آن شرایط تنش حرارتی شدید را تجربه میکند.
اگرچه این منطقه برای قرنها به شکلی خلاقانه با ساخت دفاعهای سیلاب و مدیریت گرما به این چالشها پاسخ داده، اما با افزایش دمای جهانی، شدت و میزان مواجهه با این خطرات به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت. در حال حاضر، این منطقه سالانه حدود ۱۲ میلیارد دلار در قالب هزینههای سرمایهای و عملیاتی برای اقدامات سازگاری هزینه میکند. با این حال، برای رسیدن به استانداردهای حفاظتی مرسوم در اقتصادهای توسعهیافته، جنوب شرقی آسیا امروز به سالانه ۳۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز دارد؛ رقمی که تا سال ۲۰۵۰ به دلیل تشدید بحرانهای اقلیمی و بر اساس سناریوی افزایش ۲ درجهای دما، به حدود ۸۴ میلیارد دلار در سال خواهد رسید.
شکاف تابآوری و ویژگیهای آسیبپذیری منطقه
بخش عمدهای از بودجه فعلی منطقه—یعنی حدود ۸.۶ میلیارد دلار—صرف حفاظت در برابر گرما و نزدیک به ۲.۲ میلیارد دلار آن صرف مقابله با سیلاب میشود. با وجود این هزینهها، سطح محافظت در منطقه همچنان بسیار پایینتر از استانداردهای کشورهای توسعهیافته است. به عنوان مثال، در خارج از سنگاپور، تنها حدود ۲۰ درصد از مردم جنوب شرقی آسیا به سیستمهای تهویه مطبوع دسترسی دارند که این امر توانایی آنها را برای پاسخ به تنشهای حرارتی به شدت محدود میکند. علاوه بر این، کمتر از ۱۵ درصد از سواحل در معرض خطر، از حفاظت کافی در برابر سیلابهای ساحلی برخوردارند، در حالی که این میانگین در سطح جهانی نزدیک به ۲۵ درصد است. این وضعیت، زیرساختهای حیاتی و جوامع محلی را به ویژه در مجمعالجزایر کمارتفاع کشورهایی مانند اندونزی و فیلیپین به شدت آسیبپذیر رها کرده است. این آسیبپذیری بالا با ساختار اقتصادی منطقه نیز گره خورده است؛ چرا که بخش بزرگی از اقتصاد این کشورها بر پایه کارهای فضای باز مانند کشاورزی استوار است که سهمی بین ۸ تا ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را در کامبوج، اندونزی و تایلند شامل میشود.
تشدید مخاطرات اقلیمی و چشمانداز آینده تا سال ۲۰۵۰
با ادامه روند فعلی انتشار گازهای گلخانهای، انتظار میرود گرمایش جهانی تا سال ۲۰۳۰ به ۱.۵ درجه و تا سال ۲۰۵۰ به ۲ درجه سانتیگراد برسد. جنوب شرقی آسیا اثرات این گرمایش را بسیار حادتر از سایر نقاط جهان تجربه خواهد کرد؛ به طوری که تا سال ۲۰۵۰، حدود ۹۱ درصد از جمعیت منطقه در معرض یک یا چند مخاطره اقلیمی قرار خواهند گرفت. به دلیل شرایط آبوهوایی گرم و مرطوب فعلی، حتی افزایش جزئی دما میتواند شرایط را از آستانه تحمل برای کارهای بهرهور فراتر ببرد. پیشبینی میشود مواجهه با تنشهای حرارتی تا اواسط قرن حاضر تقریباً نیمی از جمعیت را متأثر کند و میزان قرارگیری در معرض موجهای گرمایی شدید از ۱۶ درصد فعلی به بیش از ۸۰ درصد جهش یابد. همچنین، میزان مواجهه با خشکسالی دو برابر خواهد شد و طول دوره تنش حرارتی در مناطق در معرض خطر از ۱۲ هفته به حدود ۱۶ هفته افزایش مییابد که این امر تقاضا برای برق جهت سرمایش و هزینههای عملیاتی را به شدت بالا میبرد.
تحلیل اقتصادی راهکارهای سازگاری و سرمایهگذاریهای بهینه
بر اساس تحلیلهای مککینزی، حدود ۸۰ درصد از نیازهای سرمایهگذاری آینده منطقه برای رسیدن به استانداردهای مطلوب، باید به بخش حفاظت در برابر گرما و خشکسالی اختصاص یابد. در این میان، راهکارهای سرمایشی مانند تهویه مطبوع، توسعه درختان شهری و سقفهای سفید به تنهایی نزدیک به ۷۰ درصد از کل هزینههای سازگاری را به خود اختصاص میدهند. سرمایهگذاری در این ابزارها بازده اقتصادی فوقالعاده ملموسی دارد؛ به طوری که بیش از ۸۰ درصد از مخارج مورد نیاز برای ارتقای استانداردهای حفاظتی منطقه، صرف اقداماتی خواهد شد که نسبت سود به هزینه (Benefit-to-Cost Ratio) در آنها بالاتر از ۳ به ۱ است و این نسبت با رسیدن به گرمایش ۲ درجهای، به طور میانگین میتواند تا ۷ به ۱ افزایش یابد. سیستمهای سرمایش کمانتشار و کارآمد میتوانند خستگی، بیماری و افت بهرهوری را در صنایع تولیدی کاهش دهند و دفاعهای ساحلی، شبکههای تخلیه آب باران و تالابهای مانگرو مانع از آسیبهای سنگین به مناطق صنعتی، بنادر، جادهها و زنجیرههای تأمین خواهند شد.
موانع ساختاری و چالشهای تامین مالی پروژه ها
با وجود منافع اقتصادی کاملاً روشن، نرخ سرمایهگذاری فعلی بسیار ناچیز است؛ چرا که دولتها، کسبوکارها و خانوارها با اولویتهای رقابتی شدیدی مانند امنیت انرژی، برنامههای توسعهای کلی و نیازهای معیشتی روزمره روبرو هستند. جنوب شرقی آسیا در حال حاضر سالانه تنها حدود ۱۸ دلار به ازای هر نفر برای سازگاری هزینه میکند، در حالی که برای رسیدن به استانداردهای مطلوب به ۵۶ دلار در شرایط کنونی و ۱۰۵ دلار به ازای هر نفر تا سال ۲۰۵۰ نیاز است. تأمین این هزینه در کشورهایی مثل اندونزی و فیلیپین نزدیک به ۴۰ درصد از میانگین درآمد ماهیانه افراد را شامل میشود که یک سد بزرگ برای پرداخت هزینهها به شمار میرود. چالش اساسی دیگر این است که منافع حاصل از اقدامات سازگاری معمولاً به صورت «زیانهای اجتنابشده» ظاهر میشوند که تنها در زمان وقوع حوادث خود را نشان میدهند؛ در نتیجه، کسانی که هزینهها را پرداخت میکنند، همیشه این منافع را به صورت مستقیم و در لحظه جذب نمیکنند که این امر جذب سرمایههای خصوصی را دشوار میسازد.
نقش نقشآفرینان کلیدی و پنجره طلایی اقدام پیشدستانه
نکته متمایز کننده جنوب شرقی آسیا در این است که بخش زیادی از زیرساختها، مسکنها و ظرفیتهای صنعتی آینده آن هنوز ساخته نشدهاند. این وضعیت یک فرصت کمیاب برای «ساخت زیرساخت تابآور از همان ابتدا» ایجاد میکند تا به جای پروژههای پرهزینه بهسازی (Retrofit) در آینده، اصول سازگاری مستقیماً در بازطراحی قوانین ساختوساز و برنامهریزی شهری گنجانده شوند. در این راستا، سه بخش باید اقداماتی هماهنگ انجام دهند؛ شرکتها و کسبوکارها باید پایداری را در مکانیابی سایتها، طراحی کارخانهها و زنجیره لجستیک خود پیادهسازی کنند. نهادهای مالی باید با توسعه ابزارهای نوآورانه مانند تأمین مالی تلفیقی (Blended Finance)، اوراق قرضه تابآوری و بیمههای پارامتریک، ریسک پروژهها را مدیریت کرده و سرمایه خصوصی را جذب کنند. دولتها نیز به عنوان مالکان اصلی داراییهای عمومی مانند شبکههای زهکشی و فضاهای سبز، باید فرآیندهای قانونگذاری را تقویت کرده و چارچوبهایی نظیر طرح جامع بانکوک یا سیستم پیشبینی اقلیمی سنگاپور را برای همراستایی رشد شهری با تغییرات اقلیمی توسعه دهند.
علاوه بر لزوم هماهنگی میان ارکان مختلف اقتصادی، یکی از کلیدیترین ابزارها برای گسترش دامنه سازگاری در سطح منطقه، «قابلیت تکرارپذیری و استانداردسازی الگوها» است. استفاده از استانداردهای طراحی مشترک، قالبهای تدارکاتی یکپارچه و ساختارهای مالی همسان به کشورها اجازه میدهد تا رویکردهای موفق را بدون نیاز به طراحی دوباره از نقطه صفر، در بسترهای مشابه بازتولید کنند. در این میان، ایجاد سازوکارهای هماهنگکننده مانند کارگروههای ملی، دفاتر تحویل شهری و بسترهای تأمین مالی منطقهای میتواند به تجمیع پروژههای کوچک و جذب سرمایههای بزرگتر کمک کند؛ رویکردی که به ویژه در مجمعالجزایر پراکنده و کشورهای دارای جغرافیای غیرمتمرکز، نقشی حیاتی در عبور از پروژههای پایلوت محلی به سمت طرحهای کلان ملی ایفا میکند. در شرایطی که منابع مالی عمومی با محدودیت روبرو هستند، اولویتبندی اجرایی باید به سمت اقداماتی با بالاترین نسبت سود به هزینه—نظیر سیستمهای هشدار سریع، پناهگاههای سرمایشی شهری و ادغام ارتقای تابآوری در فرآیند نگهداری روتین زیرساختها—هدایت شود.
در نهایت، سازگاری با تغییرات اقلیمی در جنوب شرقی آسیا صرفاً یک استراتژی برای مدیریت ریسک یا حفاظت محیط زیست نیست، بلکه ستون اصلی حفظ بهرهوری اقتصادی، صیانت از جوامع محلی و پایدارسازی داراییهایی است که شکوفایی فردا را تضمین میکنند. از آنجا که بخش بزرگی از زیرساختهای فیزیکی این منطقه در دهههای پیشرو شکل خواهند گرفت، گنجاندن تفکر تابآوری از همان ابتدای فرآیند توسعه، کارآمدترین و منطقیترین راهبرد سرمایهگذاری خواهد بود که آینده رشد اقتصادی منطقه را بر بستری پایدار و مستحکم استوار میسازد. با تشدید روزافزون مخاطرات اقلیمی، زمان اقدام پیشدستانه همین امروز است؛ چرا که هزینه انفعال در برابر این تغییرات، بسیار سنگینتر از سرمایهگذاری برای ساخت یک آینده تابآور خواهد بود.
