ایران، کشوری که بر کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار گرفته، با چالشی حیاتی و چندوجهی به نام «بحران آب» دست و پنجه نرم میکند؛ بحرانی که امنیت غذایی، پایداری زیستمحیطی و آینده اقتصادی ملت را به طور مستقیم هدف قرار داده است. در قلب این بحران، بخش کشاورزی قرار دارد که به عنوان بزرگترین مصرفکننده منابع آبی، هم قربانی و هم عامل اصلی تشدید این وضعیت است. مقاله «بررسی اسنادی وضعیت منابع و مصارف آب کشاورزی در ایران: تحلیل وضعیت موجود، آسیب شناسی و راه های برون رفت از چالشها» با استناد به پژوهشها و اسناد معتبر ملی، به واکاوی عمیق وضعیت منابع و مصارف آب کشاورزی در ایران میپردازد، آسیبشناسی دقیقی از وضعیت موجود ارائه میدهد و راهکارهای علمی و عملی برای برونرفت از این چالش بزرگ را ترسیم میکند. در این جا خلاصهای از آن را ارائه مینماییم.
اساساً موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ایران، یک چالش ذاتی را بر مدیریت منابع آب تحمیل میکند. میانگین بارش سالانه بلندمدت در کشور حدود ۲۵۴ میلیمتر است که این رقم در دورههای خشکسالی اخیر به ۲۱۰ میلیمتر نیز کاهش یافته است. این در حالی است که میانگین تبخیر پتانسیل سالانه از مرز ۲۰۰۰ میلیمتر فراتر میرود. علاوه بر این، حدود ۸۵ درصد از مساحت کشور زیر پوشش اقلیمهای خشک و نیمهخشک قرار دارد که این امر تولید محصولات کشاورزی را به شدت به منابع آب سطحی و زیرزمینی وابسته میسازد. این شرایط اقلیمی نامساعد، در کنار کاهش حجم کل آبهای تجدیدپذیر کشور از حدود ۱۲۸ میلیارد متر مکعب در سالهای نرمال به کمتر از ۱۰۵ میلیارد متر مکعب در دورههای خشکسالی، زنگ خطر را برای پایداری سرزمین به صدا درآورده است.
در چنین شرایطی، بخش کشاورزی به تنهایی سهمی نامتناسب از منابع آبی کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمارها، در دورههای نرمال، حدود ۹۰ درصد از کل آب برداشتشده از منابع تجدیدپذیر در بخش کشاورزی به مصرف میرسد. این رقم در دورههای خشکسالی، معادل بیش از ۷۷ میلیارد متر مکعب یا ۸۶.۸ درصد از کل مصرف آب کشور است. بخش بزرگی از این آب، مشخصاً بیش از ۴۳ میلیارد متر مکعب، از منابع ارزشمند آب زیرزمینی تأمین میشود. این وابستگی شدید و برداشت بیرویه، به مهمترین عامل تخریب آبخوانها و تهدید امنیت آبی کشور تبدیل شده است.
برای ارزیابی کارایی مصرف در این بخش، دو شاخص «راندمان آبیاری» و «بهرهوری آب» اهمیت ویژهای دارند. راندمان آبیاری، که نسبت آب مصرفی گیاه به کل آب ورودی به مزرعه را میسنجد، در سالهای اخیر روند رو به بهبودی داشته است. راندمان کل از حدود ۳۵ درصد در دهه ۱۳۷۰ به بیش از ۴۳ درصد در دهه ۱۳۹۰ رسیده است. این بهبود عمدتاً ناشی از توسعه روشهای نوین آبیاری است؛ به طوری که میانگین راندمان در آبیاری قطرهای به ۷۱.۱ درصد میرسد، در حالی که در روشهای سنتی مانند جویچهای حدود ۵۲.۵ درصد است. با این حال، حتی این بهبود نیز نتوانسته است از پیامدهای منفی برداشت بیرویه جلوگیری کند. برخی پژوهشگران هشدار دادهاند که گسترش بیبرنامه آبیاری تحت فشار، بدون مدیریت تقاضا، عملاً به افزایش سطح زیر کشت و تشدید بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی منجر شده و تأثیر چندانی در ذخیره واقعی آب نداشته است.
شاخص دیگر، «بهرهوری آب»، یعنی میزان محصول تولیدی به ازای هر متر مکعب آب است که آن نیز از ۰.۸۷ کیلوگرم بر متر مکعب در سال ۱۳۸۴ به ۱.۳۲ کیلوگرم در سال ۱۳۹۴ افزایش یافته است. اما این افزایش نیز باید با دقت تحلیل شود، زیرا ممکن است بخشی از آن به دلیل افزایش کشت محصولاتی با وزن تر بالا (مانند سبزی و صیفی) باشد و لزوماً به معنای بهبود پایدار در ارزش اقتصادی آب نباشد. در مقایسه با سایر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ایران از نظر کارایی مصرف آب در کشاورزی در جایگاه دهم قرار دارد و کشورهایی مانند مراکش با کارایی بیش از ۷۰ درصد، عملکرد بهتری دارند.
آسیبشناسی وضعیت موجود، تصویری نگرانکننده را آشکار میسازد. توسعه پهنرفتی و بیبرنامه کشاورزی باعث شده است که سطح اراضی کشاورزی از حدود دو برابر توان بومشناختی آبی سرزمین فراتر رود. در نتیجه این فشار بیامان، کشور با تخلیه شدید منابع استراتژیک آب زیرزمینی مواجه شده است. برآورد میشود که طی سی سال گذشته، بالغ بر ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آب از منابعی برداشت شده که عملاً غیرقابل تجدید بودهاند. این برداشت اضافه سالانه بین ۸ تا ۱۱ میلیارد متر مکعب تخمین زده میشود. پیامدهای این روند مخرب، به صورت خشک شدن دریاچهها، رودخانهها و تالابها، فرونشست گسترده زمین و شور شدن و آلودگی منابع آبی باقیمانده، نمایان شده است.
این وضعیت، آینده امنیت غذایی کشور را در هالهای از ابهام قرار داده است. یک پیشبینی تکاندهنده در این پژوهش نشان میدهد که با ادامه روند فعلی، منابع آب قابل دسترس در بخش کشاورزی در افق سال ۱۴۲۵ خورشیدی، تنها برای تأمین غذای جمعیتی حدود ۵۵ میلیون نفر کفایت خواهد کرد. این بدان معناست که برای تأمین غذای جمعیت رو به رشد، کشور یا باید بهرهوری آب را به سطحی تقریباً ناممکن افزایش دهد یا به واردات گسترده آب مجازی (از طریق واردات مواد غذایی)، شیرینسازی آب دریا و یا سایر راهکارهای پرهزینه روی آورد.
برای خروج از این بحران عمیق، نیازمند اتخاذ یک راهبرد ملی، قاطع و یکپارچه هستیم. اجرای دقیق و سریع «طرحهای تعادلبخشی آب زیرزمینی» یک ضرورت انکارناپذیر است. این طرحها باید با ابزارهای کنترلی مؤثر همراه شوند؛ مهمترین ابزار، «هوشمندسازی برداشت آب» از طریق نصب کنتورهای حجمی بر روی تمامی چاههاست. موفقیت این برنامهها در گرو هماهنگی کامل با مدیریت افزایش بهرهوری آب است؛ به عبارت دیگر، اعتبارات تخصیصیافته برای هوشمندسازی چاهها باید همتراز با اعتبارات توسعه سامانههای آبیاری نوین باشد. همزمان، باید یک تحول ساختاری در الگوی تولید کشاورزی رخ دهد. حرکت از کشاورزی گسترده به سمت «کشاورزی متراکم» و دانشبنیان، مانند توسعه کشتهای گلخانهای، میتواند به افزایش بهرهوری کمک کند. البته مشروط بر آنکه این توسعه منجر به کاهش سطح زیر کشت در فضای باز و در نتیجه، کاهش مصرف کلی آب شود. در نهایت، کاهش فشار بر منابع طبیعی بدون ایجاد منابع درآمدی جایگزین برای کشاورزان ممکن نیست. توسعه پایدار بخشهای صنعت، خدمات و گردشگری میتواند با جایگزین کردن سود حاصل از کشاورزی ناپایدار، به تدریج وابستگی معیشتی به آب را کاهش دهد.
در جمعبندی، بحران آب کشاورزی در ایران نتیجه دههها بیتوجهی به پتانسیلهای اقلیمی، توسعه ناپایدار و مدیریت ناکارآمد تقاضا بوده است. ادامه این مسیر، امنیت آبی و غذایی کشور را با خطری بیسابقه مواجه خواهد کرد. راه حل، در یک عزم ملی برای گذار از مدیریت صرفاً فیزیکی و عرضه-محور آب، به سمت یک مدیریت یکپارچه، هوشمند و تقاضا-محور نهفته است که در آن، ارزش واقعی آب به رسمیت شناخته شده و پایداری سرزمین بر منافع کوتاهمدت ارجحیت داده شود.
حل این بحران، تنها وظیفه دولتها و سازمانها نیست، بلکه یک مسئولیت همگانی است که بر دوش تکتک ما قرار دارد. وبسایت «آب و زندگی» شما را دعوت میکند تا با پیوستن به جامعه «پاسداران آب»، نقش فعال خود را در این حرکت ملی ایفا کنید. شما میتوانید با به اشتراک گذاشتن این مقاله برای آگاهیبخشی به دیگران، مشارکت در بحثها و ارائه راهکارهای خود در بخش نظرات، و مهمتر از همه، با اصلاح الگوی مصرف شخصی خود، اولین و مهمترین قدم را بردارید. بیایید با هم برای حفاظت از این میراث گرانبها برای خود و نسلهای آینده تلاش کنیم. هر قطره اهمیت دارد و هر یک از ما میتوانیم یک پاسدار آب باشیم.
بعنوان یک شهروند متعهد به ارزش آب در همه جا، با اطلاعرسانی و تشویق جامعه به ویژه اطرافیان، دوستان و محیط پیرامون در پیوستن به پویش آب، زندگی، آینده، ترویج فرهنگ مصرف بهینه و بهرهوری و جلوگیری از هدر رفت بیهوده آب دعوت خواهم کرد.