ناکامی نظام حکمرانی آب در ایران

تحلیل ناکامی نظام حکمرانی بر مسئله بحران آب در ایران (سیده فاطمه حسینی و مصطفی قادری دهکردی، ۱۴۰۴) با روش کتابخانه‌ای و تحلیل اسنادی نشان داد که بحران آب کشور نه صرفاً نتیجه کم‌آبی طبیعی، بلکه محصول مستقیم ساختار حکمرانی ناکارآمد است. این پژوهش تأکید می‌کند که ورشکستگی آبی ایران – با بیش از ۸۰ درصد منابع زیرزمینی در حال افت و خشکسالی‌های مکرر – ریشه در تمرکزگرایی شدید، عدم مشارکت ذی‌نفعان محلی و سیاست‌های کوتاه‌مدت دارد و پافشاری بر راهکارهای شکست‌خورده گذشته، بزرگ‌ترین خطای راهبردی محسوب می‌شود. نویسندگان با تدوین نقشه راه جامع، راهکارهای عملی برای دستیابی به حکمرانی مطلوب ارائه می‌دهند تا این بحران به فرصت پایداری تبدیل شود.

آب به عنوان منبع حیاتی و زیرساختی، نقش کلیدی در توسعه جوامع دارد، اما بحران آب به مسئله‌ای جهانی و رو به گسترش تبدیل شده است. در ایران، وضعیت خشکسالی و ورشکستگی آبی علی‌رغم بحث‌های متعدد، همچنان یکی از مطالبات جدی افکار عمومی است. پژوهشگران باور دارند که ریشه اصلی این بحران نه کم‌آبی، بلکه ناکارآمدی حکمرانی منابع آب است. حکمرانی مطلوب باید بر اصول پایداری، عدالت توزیع و مشارکت عمومی استوار باشد، اما در ایران این اصول نادیده گرفته شده و منجر به بهره‌برداری ناپایدار از منابع محدود شده است.

زمینه‌های ناکامی حکمرانی آب در ایران متنوع هستند. اول، تمرکزگرایی اداری است؛ یعنی تصمیم‌گیری‌ها در سطح ملی و توسط نهادهای مرکزی گرفته می‌شود، بدون توجه به تفاوت‌های اقلیمی و نیازهای محلی. این امر باعث شده سیاست‌ها با واقعیت‌های میدانی همخوانی نداشته باشند؛ مثلاً در حوضه کارون یا زاینده‌رود، پروژه‌های انتقال آب بدون ارزیابی محلی، تنش‌های اجتماعی ایجاد کرده است. دوم، غیبت مشارکت ذی‌نفعان است. کشاورزان که ۹۰ درصد مصرف آب را به خود اختصاص می‌دهند، جوامع محلی و متخصصان محیط زیست در فرآیند سیاست‌گذاری غایب هستند. این عدم مشارکت منجر به سیاست‌هایی شده که فقط اهداف اقتصادی کوتاه‌مدت مثل افزایش تولید کشاورزی را دنبال می‌کنند، بدون در نظر گرفتن اثرات بلندمدت بر اکوسیستم.

سوم، سیاست‌های توسعه ناپایدار. ایران طی دهه‌های اخیر بر سدسازی گسترده و انتقال آب بین‌حوضه‌ای تمرکز کرده که هر دو رویکرد شکست‌خورده جهانی هستند. تعداد سدها از ۱۳ در پیش از انقلاب به بیش از ۶۰۰ رسیده، اما این سدها با رسوب‌گیری سریع و نابودی اکوسیستم پایین‌دست همراه بوده‌اند. انتقال آب هم مثل طرح کوهرنگ یا بهشت‌آباد، منابع را بیشتر تخلیه کرده و مهاجرت‌های اجباری را افزایش داده است. پژوهش به آمارهایی مثل کاهش ۵۰ درصدی سطح آبخوان‌ها اشاره می‌کند که نتیجه مستقیم این سیاست‌هاست. چهارم، نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی و فرهنگی است. آب در فرهنگ ایرانی نماد حیات و مقدس است، اما حکمرانی فعلی فقط به جنبه فنی پرداخته و جنبه‌های فرهنگی مثل فرهنگ مصرف را نادیده گرفته است.

پژوهشگران با تحلیل روندهای گذشته، نشان می‌دهند که سیاست‌های دهه ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ بیشتر بر خودکفایی غذایی تمرکز داشتند، بدون توجه به محدودیت منابع آبی. برنامه‌های توسعه اول تا پنجم، افزایش کشت گندم و برنج را اولویت دادند که مصرف آب کشاورزی را به ۹۰ درصد کل مصرف رساند. این رویکرد، همراه با تغییرات اقلیمی (کاهش ۲۰ درصدی بارش در نیم‌قرن اخیر و افزایش دما)، بحران را به نقطه بحرانی رسانده است. مطالعات آینده‌پژوهی هم هشدار می‌دهد که اگر روند فعلی ادامه یابد، تا سال ۱۴۱۰ بیش از ۴۰ میلیون ایرانی با کمبود شدید آب روبه‌رو خواهند شد، تنش‌های اجتماعی افزایش می‌یابد و حتی مهاجرت‌های گسترده به وقوع می‌پیوندد.

برای خروج از این چرخه ناکامی، نویسندگان نقشه راه جامعی پیشنهاد می‌دهند که بر پایه دانش و عمل‌گرایی استوار است. ابتدا، بررسی دقیق وضعیت موجود باید انجام شود؛ مانند جمع‌آوری داده‌های به‌روز از منابع آب سطحی و زیرزمینی با استفاده از فناوری‌های نوین مثل GIS، سنجش از دور و مدل‌های هیدرولوژیکی. این گام کمک می‌کند نقاط ضعف مثل هدررفت ۴۰ درصدی در شبکه‌های توزیع شناسایی شود. سپس باید روندها و سیاست‌های گذشته و حال تحلیل شوند. مانند بررسی قوانین کلیدی مثل قانون توزیع عادلانه آب (۱۳۶۱) و برنامه‌های توسعه، برای استخراج درس‌های آموخته‌شده و اجتناب از تکرار اشتباهات.

مطالعات آینده‌پژوهی و سناریوسازی مانند پیش‌بینی سناریوهای محتمل مثل ادامه خشکسالی یا بحران‌های اجتماعی ناشی از کمبود آب، و طراحی سناریوی مطلوب مبتنی بر پایداری نیز باید انجام گیرد. مثلاً سناریویی که در آن مصرف آب کشاورزی به ۷۰ درصد کاهش یابد و صنایع کم‌آب‌بر اولویت گیرند. در این راستا باید از تجربیات جهانی هم بهره برد. کشورهایی مثل استرالیا با سیستم بازار آب و حکمرانی غیرمتمرکز، یا سنگاپور با فناوری بازچرخانی آب (بازیافت ۴۰ درصد مصرف)، الگوهای موفق هستند. ایران می‌تواند این تجربیات را برای اصلاح قوانین داخلی تطبیق دهد، مثل ایجاد بازار محلی آب در حوضه‌های بحرانی.

اجرای حکمرانی مطلوب با اصول کلیدی گام بعدی است. غیرمتمرکزسازی تصمیم‌گیری به سطوح محلی، افزایش مشارکت عمومی از طریق شوراهای آب، ارزیابی محیط زیستی اجباری قبل از هر پروژه و تمرکز بر مدیریت تقاضا به جای افزایش عرضه از جمله ویژگی­های اجرای حکمرانی مطلوب است.

مثلاً ترویج آبیاری نوین می‌تواند ۳۰ درصد آب کشاورزی را صرفه‌جویی کند، یا آموزش فرهنگی برای کاهش مصرف خانگی. در نهایت، پژوهش تأکید می‌کند که پافشاری بر سیاست‌های شکست‌خورده مثل سدسازی بیشتر یا انتقال آب، نه تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه آن را عمیق‌تر می‌کند. باید به سمت حکمرانی دانش‌بنیان، عادلانه و پایدار حرکت کرد تا بحران آب به فرصتی برای توسعه سبز تبدیل شود.

زمان آن رسیده که بحران آب ایران را نه به عنوان تهدید، بلکه فرصتی برای تغییر ببینیم و با اقدامات هوشمند، منابع را نجات دهیم. شما هم می‌توانید با یک گام ساده، به این جنبش بپیوندید و آینده‌ای پرآب بسازید؛ روی دکمه بالای صفحه کلیک کنید و عضو «پویش سفیران آب» شوید. سفیران آب افرادی هستند که صرفه‌جویی روزانه‌شان، تضمینی برای نسل‌های آینده می‌شود – و شما می‌توانید الهام‌بخش این تحول باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متعهد می‌شوم

بعنوان یک شهروند متعهد به ارزش آب در همه جا، با اطلاع‌رسانی و تشویق جامعه به ویژه اطرافیان، دوستان و محیط پیرامون در پیوستن به پویش آب، زندگی، آینده، ترویج فرهنگ مصرف بهینه و بهره‌وری و جلوگیری از هدر رفت بیهوده آب دعوت خواهم کرد.