چگونه چابکی عملیاتی و عوامل هوش مصنوعی ساختار تجارت کشاورزی را دگرگون میکنند؟
انقلاب چابکی و هوش مصنوعی در تجارت محصولات کشاورزی روایتی تحلیلی از آخرین گزارش مؤسسه مککینزی است که به بررسی تغییرات ساختاری در زنجیره تأمین کالاهای اساسی میپردازد. عوامل تأثیرگذار بر بازارهای جهانی محصولات کشاورزی با سرعتی بیسابقه در حال تغییر و پیچیدهتر شدن هستند. در سالهای اخیر، افزایش فراوانی و شدت تغییرات ناگهانی آبوهوایی، سیاستهای تجاری نوسانی، مقررات جدید سوختهای زیستی و گلوگاههای لجستیکی، پیشبینی تغییرات عرضه، تقاضا و جریان تجارت را برای بزرگترین بازرگانان کالا دشوار کرده است.
به عنوان یک نتیجه مستقیم، طبق برآوردهای مککینزی، استخر سود تجاری محصولات کشاورزی در سال ۲۰۲۵ با ۱۵ درصد کاهش سالانه مواجه شد که کمترین میزان در چهار سال گذشته محسوب میشود. تغییرات در بازدهی محصولات به دلیل نوسانات دما، شیوع آفات و تهدیدهای سلامت خاک از یک سو، و تنشهای ژئوپلیتیکی از سوی دیگر، نشان میدهند که محیط پرتلاطم فعلی ادامهدار خواهد بود. در این فضای بیثبات، بازرگانان و پردازشکنندگانی که روی چابکی تیمهای معاملاتی و تحلیلهای پیشرفته سرمایهگذاری نکنند، با خطر ضعف ساختاری شدید مواجه خواهند شد؛ چرا که رقبای جدید و مجهز به فناوریهای دیجیتال به سرعت در حال پر کردن شکافهای اطلاعاتی سنتی هستند.
بازار دوقطبی و فشار مضاعف بر زنجیره تأمین
بررسی بازارهای آتی نشان میدهد که بازار محصولات کشاورزی دچار یک شکاف عمیق شده است. محصولات با چرخه طولانی مانند کاکائو، قهوه، گوشت گاو و مرکبات به دلیل آبوهوای نامساعد، بیماریها و کاهش گلهها با کمبود شدید عرضه و جهش بیسابقه قیمت مواجه شدهاند. اگرچه قیمتهای بالا به کشاورزان امکان سرمایهگذاری روی کاشت نهال جدید یا بازسازی گله را میدهد، اما این اقدامات زمان زیادی میبرد تا به بازدهی و محصول واقعی تبدیل شود. در سمت دیگر بازار، محصولات ردیفی یا کوتاهچرخه مانند ذرت، سویا و گندم به دلیل برداشتهای پیاپی و رکوردشکنی در تولید جهانی، با افت شدید قیمتهای آتی روبهرو شدهاند. در نتیجه، گندم و سویاکاران به دلیل بالا ماندن هزینههای کود، بذر، سوخت و تامین مالی، در یک فشار شدید سودآوری قرار گرفتهاند. تحلیلهای مککینزی نشان میدهد که افزایش جزئی قیمتها در اوایل سال ۲۰۲۶ نتوانسته است هزینههای سنگین ورودی را جبران کند و بازده خالص هر هکتار برای بسیاری از کشاورزان، پیش از دریافت حمایتهای دولتی، وارد محدوده منفی شده است.
سیاستهای مرتبط با دیزل تجدیدپذیر در آمریکا و اندونزی بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴، نمونه بارزی از چگونگی تغییر ناگهانی رژیمهای قیمتی در بازار دانههای روغنی است. تقاضای بالا برای سوختهای زیستی در سال ۲۰۲۲، قیمت آتی روغن سویا را به بالاترین حد از سال ۲۰۰۸ رساند و حاشیه سود کارخانجات روغنکشی را به اوج فرستاد. این موضوع باعث سرمایهگذاریهای سنگین روی افزایش ظرفیت شد. اما با ورود تاسیسات جدید به مدار، حاشیه سود روغنکشی سویا از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ تا ۸۰ درصد سقوط کرد. شرکتهایی که انعطافپذیری محدودی داشتند آسیب دیدند، در حالی که شرکتهای دارای داراییهای متنوع جغرافیایی و دسترسی به حالتهای مختلف حملونقل توانستند تابآوری خود را حفظ کنند. بسیاری از پردازشکنندگان نیز برای فرار از این نوسانات، سرمایههای خود را به سمت بازارهای پایدارتر مانند روغنهای تخصصی، پروتئینهای جایگزین و بازارهای سلامت کاربردی هدایت کردهاند.
سه روند کلیدی که آینده بازار را بازنویسی میکنند
اولین روند تأثیرگذار بر آینده، افزایش شدید نوسانات عرضه و تغییرات اقلیمی است. علاوه بر تعرفهها و عدم قطعیتهای سیاسی که مسیرهای تجاری را دگرگون کردهاند، پدیدههای اقلیمی شدیدتر شدهاند. برای نمونه، در سناریوهای با انتشار گازهای گلگاهی بالا، بازدهی ذرت در مناطق گرمسیری ممکن است تا سال ۲۰۵۰ تا ۳۰ درصد کاهش یابد. همچنین، یکسوم خاکهای سطحی جهان در حال حاضر تخریب شده و تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۹۰ درصد آنها در معرض خطر قرار میگیرند. این تمرکز تولید در مناطق محدود، حساسیت بازار را به شدت بالا برده است. بسته شدن تنگه هرمز در اوایل سال ۲۰۲۶ نمونهای بارز از این شوکهای ناگهانی ژئوپلیتیک است. تا ماه مه ۲۰۲۶، میزان کشتیرانی در این تنگه ۹۴ درصد کاهش یافته و از آنجا که ۴۰ درصد اوره جهان از این مسیر صادر میشود، قیمت اوره بین ۳۰ تا ۵۰ درصد جهش داشته است. این اتفاق مستقیماً بر بازدهی محصولات در برزیل که ۳۵ درصد اوره خود را از این مسیر تأمین میکند، و هند که نیمی از گاز مایع کارخانجات اوره خود را از این شاهراه میآورد، تأثیر منفی گذاشته است.
روند دوم، ورود بازیگران جدید و ابزارهای پیچیده نقدینگی به صنعت تجارت کشاورزی است. صندوقهای پوشش ریسک با استراتژیهای کوانتامتال، تحلیلهای بنیادین عرضه و تقاضا را با ابزارهای کمی و شاخصهای مومنتوم تلفیق میکنند تا روندهای قیمتی پایدار را شناسایی کنند. غولهای نفت و گاز نیز در حال راهاندازی میزهای تجارت کالای کشاورزی برای مدیریت خوراک سوختهای زیستی مانند دیزل تجدیدپذیر و سوخت پایدار هوانوردی و تحلیل اسپرد قیمتها هستند. همزمان خریداران بزرگ صنایع غذایی به جای پوشش ریسک سنتی، به سراغ استراتژیهای پیشرفتهتر مانند اختیارات معامله رفتهاند.
روند سوم نیز سرعتگرفتن مفرط بازار با کشف قیمت الگوریتمی است. کشف قیمت در حال انتقال از تفسیر انسان به تفسیر ماشین است و در این میان، بازارها سرعت گرفتهاند. تجار پیشرو اکنون از تصاویر ماهوارهای، دادههای آبوهوایی و مدلهای یادگیری ماشین برای بهینهسازی لجستیک در زمان واقعی استفاده میکنند. علاوه بر این، پیشرفت مدلهای زبانی بزرگ باعث شده تا اخبار در چند ثانیه سنتز شوند و انحصار اطلاعاتی شرکتهای بزرگ از بین برود.
الزامات اساسی برای بقا و پیروزی بازرگانان
برای بقا و پیروزی در این بازار جدید، مککینزی به تاجران و پردازشکنندگان پیشنهاد میکند مدلهای عملیاتی خود را بر اساس چند محور اصلی بازطراحی کنند. گام اول، گذار از بهینهسازی منطقهای به بهینهسازی شبکه جهانی ارزش است. اکثر شرکتها تصمیمات خود را در سطح واحدهای تجاری مستقل یا منطقهای بهینهسازی میکنند که این امر به دلیل نبود فرآیند استاندارد، منجر به تضاد منافع میشود. شرکتها باید تیمهای مرکزی بهینهسازی پورتفولیو، مشابه ساختار شرکتهای بزرگ نفت و گاز، ایجاد کنند تا منافع کل زنجیره ارزش به منافع یک واحد ترجیح داده شود. گام دوم، طراحی مدل عملیاتی چابک برای واکنش سریع از طریق معرفی چچرخههای برنامهریزی کوتاهتر و متناوبتر است. استفاده از برنامهریزی سناریومحور برای مدلسازی رویدادهای غیرخطی دمبریده به تیمها اجازه میدهد تا تستهای استرس بهتری انجام دهند. مککینزی نشان میدهد که در سازمانهای مجهز به هوش مصنوعی، بازطراحی جریان کار بیشترین همبستگی را با افزایش سود عملیاتی دارد.
شفافیت دادهها و مدیریت هوشمند پورتفولیوی تحلیلی
گام سوم، ارتقای کیفیت دادهها و ایجاد شفافیت در سود و زیان کل شرکت است. کیفیت پایین دادهها، سرعت تصمیمگیری را کاهش و هزینه همکاری را افزایش میدهد. شرکتها باید یک منبع واحد مرجع برای محاسبات و دادهها ایجاد کنند و خروجی مدلهای تحلیلی را بین بخشهای بالادستی و پاییندستی به اشتراک بگذارند تا همه تاجران تأثیر تصمیم خود را بر سود و زیان کل شبکه ببینند. برای نمونه، یک شرکت بزرگ تجارت کشاورزی با تمرکز روی تنها یک زنجیره ارزش کالا، زیرساخت تحلیل سفارشی و شبیهسازی را خلق کرد که ارزش موجودی، قراردادها، حاشیه سود پردازش و پوشش ریسک را مدلسازی میکرد. این اقدام نه تنها بیش از ۱۵0 میلیون دلار بهبود در شاخص سودآوری ایجاد کرد، بلکه دهها سناریوی کاربردی جدید هوش مصنوعی را برای شرکت پایهگذاری نمود.
گام چهارم، ساخت پورتفولیوی تحلیلی چابک و مقیاسپذیر است. دادهها نشان میدهند بیش از ۶۰ درصد فعالان این حوزه در حال برنامهریزی یا اجرای پایلوتهای هوش مصنوعی هستند، اما بسیاری از آنها در رسیدن به بازده ملموس ناکامند، چون استفاده از ابزارهای ساده بازدهی کمی دارد و کارهای پربازده، ریسک اجرایی بالایی دارند. با این حال، سازمانهای موفقی که این تعادل را برقرار کردهاند، افزایش ۱۰ درصدی یا بیشتر را در سود عملیاتی خود گزارش دادهاند. در این مسیر، شرکتها باید سه دستورالعمل تاکتیکی را رعایت کنند؛ اول اینکه نسبت به زمانبندیها واقعبین باشند، چرا که بردهای کوتاهمدت در تحلیل کالا نادر هستند و اکثر کارهای تحلیلی سفارشی حداقل به دو ماه زمان برای ساخت یک محصول اولیه نیاز دارند. دوم، کار را کوچک شروع کرده و تدریجاً توسعه دهند تا ارزش مالی آن زودتر لمس شود. سوم، از ابزارها و روشهای موفقی که در حال حاضر دارند به عنوان اهرم استفاده کنند.
در نهایت، شرکتها باید جریانهای کاری خود را به طور رادیکال با عوامل هوش مصنوعی مستقل بازطراحی کنند. عصر بعدی رقابت، اضافه کردن داشبوردهای بیشتر نیست؛ بلکه ورود عوامل هوش مصنوعی هوشمندی است که با مدلهای پیشبینانه و بهینهسازی ارتباط برقرار کرده و فرآیندهای پس از معامله مانند تطبیق، ثبت و تسویه را مدیریت میکنند. این فناوری میتواند بهبود ۳۰ تا ۶۰ درصدی بهرهوری را طی سالهای آینده به همراه داشته باشد. سرعت تغییرات در بازارهای کشاورزی رو به افزایش است و شکاف بین شرکتهای پیشرو و عقبمانده در حال عمیقتر شدن است. گرچه آینده فناوریهای مرز دانش هوش مصنوعی کاملاً مشخص نیست، اما بازرگانان و پردازشکنندگانی که امروز روی کیفیت داده، مدلهای تحلیلی مشترک و ساختار عملیاتی چابک سرمایهگذاری میکنند، برندگان فردا خواهند بود.
