شهرهای آفریقایی از قدرت طبیعت برای مبارزه با سیل و تغییرات اقلیمی استفاده میکنند
این مقاله ترجمه و روایتی از یادداشت تحلیلی مؤسسه منابع جهان (WRI) در مه ۲۰۲۶ است.
وقتی بارانهای سیلآسا در آوریل ۲۰۲۵ کینشاسا را درنوردید، این شهر ۲۰ میلیونی کاملاً فلج شد. با طغیان رودخانه انژیلی (Ndjili) و نهرهای کوچکتر، سیلاب بیش از نیمی از شهر را زیر آب برد و به سرعت ظرفیت سیستم تخلیه فاضلاب و کانالهای شهری را لبرام کرد. این حادثه منجر به جان باختن تعدادی از شهروندان، آوارگی هزاران نفر و تخریب بیش از هزار خانه شد. در این میان، ساکنان زاغهها و سکونتگاههای غیررسمی در حاشیه شهر بیشترین آسیب را دیدند. کینشاسا سومین شهر بزرگ آفریقا و یکی از سریعترین شهرهای جهان از نظر نرخ رشد است؛ موضوعی که باعث شده برنامهریزان شهری عملاً نتوانند با پیشروی مرزهای شهر به سمت اراضی پشتی و بکر همگام شوند.
این وضعیت یک چالش رایج در قاره آفریقا است؛ چرا که در بسیاری از شهرهای این قاره، توسعه سریع شهری و ساخت جادهها، ساختمانها و بتن، فضاهای طبیعی را زیر خود دفن کرده و مردم را در برابر پیامدهای ناگوار آبوهوایی شدید بیدفاعتر ساخته است. کاهش فضاهای سبز به معنای به دام افتادن گرما، افزایش حجم روانآبهای طوفانی و کثیفتر شدن هوا است؛ بحرانی که تغییرات اقلیمی نیز به آن دامن میزند. تحقیقات نشان میدهند که تا سال ۲۱۰۰، تا ۹۵۰ میلیون نفر از ساکنان شهرهای آفریقایی میتوانند در معرض موجهای گرمای شدیدی قرار گیرند که به دلیل اثر جزیره حرارتی شهری تشدید میشوند. از سوی دیگر، سیل و بارانهای سنگین به طور فزایندهای در حال تخریب خانهها و مختل کردن سیستمهای حملونقل و سایر خدمات حیاتی هستند. در این فضا، زیرساختهای ساختهشده سنتی مانند دیوارهای ساحلی، سدها و مخازن، هم بسیار گرانقیمت هستند و هم پتانسیل کافی برای همگام شدن با تغییرات آبوهوایی مفرط را ندارند و به همین دلیل است که شهرهای آفریقایی در حال بازتعریف مفهوم زیرساخت شهری هستند.
بسیاری از این شهرها در حال گسترش تعاریف خود هستند تا پارکهای تالابی، باغهای بارانی، جنگلهای شهری و سایر «راهکارهای مبتنی بر طبیعت» را در بر بگیرد. بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۲، تعداد پروژههای زیرساختی مبتنی بر طبیعت در آفریقا سالانه حدود ۱۵ درصد رشد داشته است. اکنون از کریدورهای سبز و پارکهای شهری گرفته تا احیای تالابها و حوضههای آبریز، تجربه چهار شهر آفریقایی نشان میدهد که چگونه ادغام طبیعت در بافت شهری میتواند یکی از قویترین سپرهای دفاعی جوامع در برابر تغییرات اقلیمی باشد.
کریدورهای سبز و پاکسازی هوای آدیسآبابا
جمعیت آدیسآبابا، پایتخت اتیوپی، با سرعت بالایی در حال افزایش است و برآوردهای رسمی نرخ رشد این شهر را ۳.۷ درصد در سال اعلام کردهاند. این رشد سریع منجر به گسترش گسترده بتن و آسفالت برای خیابانها و مسکن شده است؛ مصالحی که به شدت گرما را در خود به دام میاندازند. در شلوغترین و داغترین محلههای شهر—بهویژه بازار مرکاتو، جاکروس و آیر تنا—دما اکنون به بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد میرسد. این گرمای فزاینده در ترکیب با ترافیک موتوری روزانه آدیسآبابا، کیفیت هوا را به شدت کاهش داده است؛ به طوری که دادههای سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ نشان میدهند میانگین شاخص ذرات معلق PM2.5 در این شهر حدود ۲۷.۵ است که بیش از پنج برابر حد مجاز سازمان جهانی بهداشت (WHO) به شمار میرود.
اما اوضاع از سال ۲۰۲۴ و با معرفی «کریدورهای سبز» در آدیسآبابا رو به تغییر گذاشته است. شهر اقدام به ایجاد نوارهای خطی از پوشش گیاهی در بزرگترین شاهراههای خود کرد تا پارکهای شهری، حاشیهرودها، پلازاهای عمومی و فضاهای باز چشماندازسازیشده را در قالب یک سیستم متصل به هم پیوند دهد. از سال ۲۰۲۴، این شهر بیش از ۵۸ کیلومتر از حاشیه جادهها و سواحل رودخانهها را ارتقا داده و منطقهای را دوباره سبز کرده است که وسعت آن بیش از ۱۰ برابر پارک مرکزی نیویورک (Central Park) است. بسیاری از این کریدورهای سبز مجهز به خطوط جدید دوچرخهسواری و پیادهراههای اختصاصی شدهاند که پذیرا بودن شهر برای پیادهروی را افزایش و بار ترافیک را کاهش داده است.
امروز، سطوح ذرات معلق PM2.5 در آدیسآبابا حدود ۴.۶ واحد کمتر از سال ۲۰۲۳ است. شهر با راهنماییهای فنی مؤسسه منابع جهان (WRI)، ۸۰ گونه درخت بومی را دوباره به این اکوسیستم معرفی کرده و آدیسآبابا را در مسیر بازیابی تنوع زیستی خود قرار داده است؛ علاوه بر این، انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ و با بالغ شدن درختان جدید، این کریدورهای سبز مزایای خنککنندگی ملموسی را به شهر هدیه دهند. برای گسترش این منافع به سایر نقاط شهر، مؤسسه WRI در حال اجرای آزمایشی یک ابزار ارزیابی سریع جدید است تا مناطق اولویتداری را که طبیعت میتواند در آنها به کاهش گرما، مهار سیل یا احیای تنوع زیستی کمک کند، شناسایی نماید.
احیای تالابهای از دست رفته در کیگالی
کیگالی، پایتخت رواندا، در میان حوضهای از ۳۷ تالاب قرار دارد که بیش از ۱۰ درصد از مساحت آن را پوشش میدهند. این تالابها نقشی حیاتی در جذب آب باران در این شهر تپهای و دارای شیب تند دارند؛ بهویژه در شرایطی که تغییرات اقلیمی بارانهای سیلآسا را تشدید کرده و مناطق کمارتفاع شهر را در معرض خطر مداوم سیلابهای آنی قرار داده است. با این حال، ارزش ذاتی تالابها در گذشته تاریخی کیگالی نادیده گرفته میشد. پیشروی سکونتگاههای غیررسمی، کشاورزی، معدنکاری شن، آجرپزی و فعالیتهای صنعتی بدون نظارت تا اواسط دهه ۲۰۱۰ بسیاری از تالابهای شهر را نابود کرده و توانایی آنها در پیشگیری از سیل و آلودگی را به مخاطره انداخته بود.
امروز، این مناطق کمارتفاع در حال احیا شدن به عنوان نقاط استراتژیک هیدرولوژیکی هستند. پارک اکولوژیکی نیاندونگو (Nyandungu Eco-Park) در کیگالی که یک سایت ۱۲۱ هکتاری متشکل از تالاب و جنگل احیا شده است، در سال ۲۰۲۲ در مجاورت فرودگاه بینالمللی کیگالی افتتاح شد. این پارک حاوی ۱۳ حوضچه آبریز، تلههای پسماند جامد، یک دریاچه ۱۰ هکتاری و بیش از ۶۰ کیلومتر مسیر پیادهروی و دوچرخهسواری است. سازمان ملی حفاظت از محیط زیست رواندا همچنین در حال احیای تالابهای مجاور گیکوندو (Gikondo) و کیبومبا (Kibumba) است تا مجموعهای را ایجاد کند که بانک جهانی آن را «بزرگترین برنامه احیای تالابهای شهری در سطح یک شهر در آفریقا» توصیف کرده است.
تالابهای احیا شده شهر از همین حالا به جذب آبهای سطحی ناشی از طوفان و فیلتر کردن آلایندهها قبل از ورود به سیستمهای رودخانهای بزرگ منطقه یعنی نیابوگوگو (Nyabugogo) و نیابارونگو (Nyabarongo) کمک میکنند. اما اینها تنها مزایای طرح نیستند؛ پروژه پایلوت نیاندونگو به تنهایی باعث بازمعرفی ۱۷ هزار درخت بومی شده، از بیش از ۱۰۰ گونه پرنده و ۶۰ گونه گیاه بومی میزبانی میکند و حدود ۴ هزار شغل سبز، عمدتاً برای جوانان و زنان، ایجاد کرده است. این بازدهی چشمگیر سرمایههای بیشتری را به خود جذب کرده است، به طوری که کیگالی و شرکای بینالمللی آن ۳۲ میلیون دلار دیگر را برای احیای پنج تالاب متصل به هم در سراسر شهر متعهد شدهاند. دولت رواندا اکنون به دنبال مقیاسگذاری این راهکارها در سایر شهرهای خود است و وزارت زیرساخت این کشور در حال توسعه مجموعهای از پروژههای مبتنی بر طبیعت با قابلیت جذب سرمایه و توجیه بانکی است.
حذف گونههای مهاجم و احیای رودخانههای ژوهانسبورگ
در ژوهانسبورگ، گیاهان مهاجم و بیگانه باعث تخریب مناطق اطراف رودخانه جوکسکی (Jukskei River) شدهاند. گونههای مهاجمی نظیر کاج، واتل سیاه، اوکالیپتوس و باگوید (Bugweed) مواد مغذی خاک را به انحصار خود درآورده و پوشش گیاهی بومی را از میدان به در کردهاند. این وضعیت بحران سیل را بهویژه در سکونتگاههای غیررسمی حاشیه رودخانه مانند الکساندرا و سووتو تشدید میکند. ریشه گیاهان مهاجم با پس زدن گونههای بومی که ریشههای عمیقتری دارند، خاک اطراف حاشیه رودخانه را بیثبات و سست میکنند. هنگامی که باران به این کرانهها برخورد میکند، خاک سست و رسوبات به درون رودخانه سرازیر میشوند و ظرفیت رودخانه را برای جذب و کند کردن سرعت سیلابها کاهش میدهند.
علاوه بر این، ریشههای مهاجم و تهاجمی این گیاهان به لولههای تخلیه و آبروها آسیب رسانده و خسارتهای سیل را چندین برابر میکنند؛ تغییرات اقلیمی و الگوهای بارندگی نیز این مشکل را حادتر کردهاند، زیرا با افزایش دما، این گیاهان مهاجم بهتر رشد میکنند، متراکمتر میشوند و بیشتر گسترش مییابند. در پاسخ به این بحران، ابتکاراتی مانند پروژه SUNCASA مؤسسه WRI با همکاری جوامع محلی در حال حذف این گیاهان مهاجم هستند تا از سیل و از دست رفتن تنوع زیستی جلوگیری کرده و همزمان از معیشت مردم حمایت کنند.
تا کنون، این پروژه بیش از ۱۳۳ هکتار از حاشیه رودخانه جوکسکی را از وجود گیاهان مهاجم پاکسازی کرده و در این فرآیند بیش از ۱۰۰ شغل ایجاد نموده است. کارگران همچنین در حال بازمعرفی گونههای بومی مانند زیتون آفریقایی و استینکوود سفید (White Stinkwood) هستند؛ ریشههای محکم این درختان کرانههای رودخانه جوکسکی را تثبیت کرده، تنوع زیستی محلی را افزایش داده و آسیبهای سیل را به حداقل میرساند. ژوهانسبورگ همچنین در حال توسعه «برنامه مدیریت تحولآفرین رودخانهای» است؛ چارچوب و مدلی تجاری که به سرمایهگذاران و شرکتها اجازه میدهد در بازسازی رودخانههای شهر، با اولویت رودخانه جوکسکی، مشارکت کنند.
تمرکز پروژه SUNCASA بر مدیریت حل بحران از سرچشمه
پروژه «مقیاسگذاری راهکارهای مبتنی بر طبیعت شهری برای سازگاری اقلیمی در جنوب صحرای آفریقا» یا به اختصار SUNCASA، یک ابتکار چندشهری برای ارتقای تابآوری، برابری جنسیتی، همهشمولی اجتماعی و حفاظت از تنوع زیستی در جوامع شهری اتیوپی، رواندا و آفریقای جنوبی است. از طریق راهکارهای مبتنی بر طبیعت با هدف احیا و حفاظت از مناطق حوضه آبریز بالادستی و کاشت درختان شهری، پروژه SUNCASA به ۲.۲ میلیون انسان ساکن در مناطق با ریسک بالای سیل در شهرهای دیرداوا (اتیوپی)، کیگالی (رواندا) و ژوهانسبورگ (آفریقای جنوبی) سود خواهد رساند. این پروژه که توسط اداره امور جهانی کانادا (Global Affairs Canada) تأمین مالی شده و توسط مؤسسه بینالمللی توسعه پایدار (IISD) و مؤسسه WRI تحویل داده میشود، با همکاری طیف وسیعی از شرکای محلی در حال اجرا است.
ریسک سیل در شهر دیرداوا در اتیوپی، از مناطق بالادستی آن آغاز میشود. مانند دیگر شهرهای ثانویه و در حال رشد سریع در سراسر آفریقا، قطع درختان برای ایجاد مزارع و سکونتگاههای جدید، حوضه آبریز اطراف شهر را به شدت تخریب کرده است. با از بین رفتن پوشش گیاهی، توانایی چشمانداز طبیعی برای کند کردن و جذب آب باران نیز از بین میرود. در طول بارندگیهای شدید، رودخانه دچاتو (Dechatu River) از کوههای اطراف سرازیر میشود و به دلیل نبود درختان یا فضای سبز در مسیرش که سرعت آن را بگیرند، خانهها را غرق در آب کرده و مردم را به کام مرگ میکشد. بدترین فاجعه در سال ۲۰۰۶ رخ داد، زمانی که سیلابهای شبانه جان صدها نفر را گرفت و میلیونها دلار خسارت به زیرساختهای شهر وارد کرد؛ در سال ۲۰۲۰ نیز بیش از ۲۵۰ خانوار تحت تأثیر این سیلابها قرار گرفتند.
دیرداوا نگاه خود را به حوضههای آبریز معطوف کرده تا سیل را در همان سرچشمه متوقف کند. گروههای محلی با همکاری پروژه SUNCASA در حال احیای چشماندازهای بالادستی شهر از طریق کاشت بیش از ۱.۲ میلیون درخت در سراسر حوضه آبریز هستند. درختان بیشتر میتوانند از سیل جلوگیری کنند، تنوع زیستی را احیا نمایند و به تغذیه سفرههای آب زیرزمینی کمک کنند. با کاشت درختانی که بارده هستند—مانند آووکادو، انبه و سایر محصولاتی که کشاورزان میتوانند بفروشند—این تلاشهای احیاگرانه هم به طبیعت و هم به درآمد خانوارها سود میرساند. شهر همچنین در حال ایجاد مناطق بافر (میانگیر) برای کند کردن جریان رودخانه است. این مناطق بافر با استقرار مجدد علفها و پوششهای زمین برای جلوگیری از فرسایش، بوتهها برای کند کردن روانآبها و درختان برای تثبیت سواحل رودخانه و ایجاد سایه در امتداد رودخانه دچاتو، به کاهش سرعت و حجم رسوبات سیلابهای آنی کمک میکنند.
در مجموع، این موارد نشاندهنده یک تحول بزرگ و بنیادین در رویکرد شهرهای آفریقایی به برنامهریزی شهری است. راهکارهای مبتنی بر طبیعت در کنار زیرساختهای ساختهشده سنتی در حال باز کردن جای خود هستند و اثربخشی و دوام آنها را ارتقا میدهند. در حالی که یک کانال بتنی یا یک مانع سیل تنها به یک مشکل واحد پاسخ میدهد، راهکارهای مبتنی بر طبیعت راهی را برای پرداختن همزمان به چندین چالش ارائه میکنند. یک تالاب احیا شده یا یک کریدور سبز میتواند به طور همزمان با سازگاری اقلیمی، از دست رفتن تنوع زیستی و چالشهای اجتماعی مانند بیکاری و کیفیت زندگی شهری مبارزه کند.
زمانبندی این تحول بسیار حیاتی است. از آنجا که شهرهای آفریقایی سهم بزرگی از رشد جمعیت شهری جهان را به خود اختصاص خواهند داد، مسیر توسعه آنها پیامدهایی جهانی به همراه دارد. ادغام طبیعت در برنامهریزی شهری، یک مدل رشد است که با عدم قطعیتهای آینده سازگاری بیشتری دارد. برای شهرهای علاقهمند به این مسیرها، ابزارهایی مانند «چارچوب استراتژیک راهکارهای مبتنی بر طبیعت» پیش از این شهرهایی مانند آدیسآبابا و کیگالی را قادر ساخته است تا خطرات سیل، جزایر حرارتی، نیازهای تأمین آب و تنوع زیستی خود را به درستی شناسایی کنند.
آنچه امروز در آدیسآبابا، کیگالی، ژوهانسبورگ و دیرداوا در حال رخ دادن است، چشمانداز روشنی را برای آینده نشان میدهد؛ آیندهای که در آن شهرها روی چشماندازهای طبیعی سرمایهگذاری میکنند که کارکردهای چندگانه دارند: جذب آب، تعدیل گرما، حمایت از معیشت مردم و شکل دادن به زندگی شهری به بهترین نحو ممکن. این همان فرمول ساخت شهرهایی است که میتوانند در یک اقلیم در حال تغییر، به شکوفایی خود ادامه دهند.
