گندم چقدر امنیت غذایی ایران را تضمین کرد؟

گندم برای ایران فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ ستون اصلی امنیت غذایی، نماد استقلال و مهم‌ترین عامل آرامش اجتماعی است. پژوهشی جامع که بهار ۱۴۰۴ در مجله «پژوهش‌های راهبردی در علوم کشاورزی و منابع طبیعی» منتشر شد (ماندانا طوسی و علی‌اکبر باغستانی، ۱۴۰۴) برای اولین بار عملکرد واقعی برنامه ششم توسعه اقتصادی–اجتماعی (۱۳۹۵–۱۴۰۰ و سال تمدید ۱۴۰۱) را از منظر امنیت غذایی گندم با شاخص استاندارد صندوق توسعه کشاورزی بین‌المللی (IFAD) اندازه‌گیری کرد و تصویری شفاف، امیدوارکننده اما کاملاً هشداردهنده ارائه داد.

در طول این شش سال، میانگین ضریب خودکفایی گندم ایران ۸۶ درصد بود؛ یعنی کشور به‌طور متوسط فقط ۱۴ درصد نیاز سالانه خود را وارد کرد و ۸۶ درصد را از مزرعه‌های داخلی تأمین نمود. تولید سالانه گندم بین ۸ میلیون تن (سال خیلی خشک ۱۴۰۰) تا ۱۴/۵ میلیون تن (سال پرباران ۱۳۹۸) نوسان داشت، اما حتی در بدترین سال هم شاخص امنیت غذایی گندم بالاتر از ۱ ماند؛ یعنی وضعیت «امن» و هیچ‌گاه به محدوده «ناامن» یا «شکننده» نرسید. این عدد در شرایطی به دست آمد که کشور همزمان با شدیدترین تحریم‌های تاریخ، بدترین خشکسالی پنجاه‌سال اخیر و مشکلات تأمین نهاده روبه‌رو بود؛ یعنی در عمل، سیاست خودکفایی گندم در برنامه ششم موفق بود و سفره نان هیچ ایرانی خالی نشد.

اما چرا با وجود این موفقیت، پژوهشگران می‌گویند این امنیت «شکننده» و «ناپایدار» است؟ پاسخ در یک واژه خلاصه می‌شود: بی‌ثباتی شدید تولید سالانه. گندم دیم که بیش از ۶۰ درصد تولید کشور را تشکیل می‌دهد، کاملاً وابسته به بارش است و با کوچک‌ترین تغییر اقلیمی یا تأخیر باران، تولید چند میلیون تن بالا و پایین می‌پرد. همین نوسان بزرگ‌ترین دشمن شاخص امنیت غذایی است؛ چون حتی اگر میانگین تولید بالا باشد، وقتی در یک سال تولید ۴۰ درصد افت می‌کند، کشور مجبور می‌شود ناگهان چند میلیارد دلار ارز برای واردات هزینه کند، ذخایر استراتژیک خالی شود و قیمت نان در بازار آزاد جهش پیدا کند.

نکته بسیار جالب و امیدبخش پژوهش این بود که وقتی سبد غذایی مطلوب وزارت بهداشت برای سال ۱۴۰۳ را وارد مدل کردند؛ یعنی مصرف سرانه گندم را از حدود ۱۶۰ کیلوگرم به حدود ۱۳۰–۱۴۰ کیلوگرم کاهش دادند و به جای آن سهم حبوبات، برنج و سیب‌زمینی را کمی بالا بردند؛ شاخص امنیت غذایی ایران نه تنها افت نکرد بلکه حتی بهتر هم شد. این یعنی ما می‌توانیم با اصلاح الگوی مصرف (کاهش دورریز نان که اکنون به ۲۵–۳۰ درصد می‌رسد، تنوع در صبحانه و شام و فرهنگ‌سازی برای نان کامل) با همین مقدار تولید داخلی، امنیت غذایی پایدارتری داشته باشیم و فشار کمتری به منابع آب و خاک وارد کنیم.

اما بزرگ‌ترین هشدار پژوهش به سیاست‌گذاری کلان مربوط می‌شد: ادامه خرید تضمینی انحصاری و دخالت ۱۰۰ درصدی دولت در زنجیره گندم–آرد–نان دیگر جواب نمی‌دهد. قیمت پایین خرید تضمینی (که سال‌هاست زیر قیمت تمام‌شده واقعی است) باعث شده کشاورز انگیزه‌ای برای افزایش عملکرد در هکتار، خرید بذر اصلاح‌شده یا سرمایه‌گذاری در خاک نداشته باشد. نتیجه‌اش شده عملکرد متوسط 1.8 تا 2.۲ تن در هکتار در گندم دیم که در مقایسه با ترکیه، قزاقستان یا حتی عراق نصف یا یک‌سوم است. در مقابل، نانوا هم چون آرد یارانه‌ای می‌گیرد، انگیزه‌ای برای تولید نان باکیفیت ندارد و دورریز نان همچنان بالا می‌ماند. پژوهشگران پیشنهاد مشخص و عملی دادند: حداقل ۳۰–۴۰ درصد گندم کشور (به‌ویژه گندم باکیفیت نانوایی و گندم دروم) از دایره سیاست‌های تکلیفی و قیمت تضمینی خارج شود و وارد بازار آزاد واقعی گردد. این کار هم درآمد کشاورز را دو برابر می‌کند، هم کیفیت نان را بالا می‌برد و هم بار یارانه سنگین از دوش دولت برداشته می‌شود.

پیشنهاد دوم و شاید مهم‌تر، تغییر جهت بودجه تحقیقاتی کشور به سمت گندم دیم بود. ایران شش میلیون هکتار زمین دیم دارد که با معرفی و ترویج گسترده فقط دو سه رقم جدید مقاوم به خشکی (مثل رقم‌های اخیر ایستگاه خشک‌مغانی اردبیل یا کرمانشاه) می‌تواند به‌راحتی یک تا دو تن در هکتار عملکرد را افزایش دهد؛ یعنی سه تا شش میلیون تن تولید اضافی بدون یک قطره آب بیشتر. این کار نیاز به بودجه عظیم ندارد؛ فقط نیاز به عزم جدی در مراکز تحقیقاتی، همکاری بخش خصوصی در تکثیر بذر و برنامه ترویج واقعی با استفاده از ظرفیت تشکل‌های کشاورزی و پیام‌رسان‌های محلی دارد.

در نهایت، این پژوهش یک پیام روشن و فوری برای همه سیاست‌گذاران، کشاورزان و شهروندان دارد: امنیت غذایی گندم ایران با روش‌های چهل سال پیش دیگر قابل تضمین نیست. ما در نقطه‌ای حساس ایستاده‌ایم که اگر همین امروز از چرخه معیوب «قیمت پایین تضمینی → عملکرد پایین → واردات در سال بد → یارانه بیشتر» خارج شویم و به سمت «ارقام پرمحصول دیم + بازار آزاد بخشی از گندم + اصلاح الگوی مصرف» حرکت کنیم، حتی در بدترین سناریوی گرمایش زمین و تحریم، نان سفره ایرانی همچنان گرم، پر و باکیفیت خواهد ماند. در غیر این صورت، هر سال باید منتظر یک شوک جدید قیمتی و ارزی باشیم.

اگر این پژوهش نشان داد که امنیت نان ما با تصمیم‌های هوشمند، علمی و به‌موقع کاملاً قابل حفظ و حتی ارتقا است، اکنون نوبت ماست که در این تصمیم سهیم باشیم؛ از کشاورز با انتخاب بذر جدید تا مصرف‌کننده با کم کردن دورریز نان و خرید نان کامل. شما هم می‌توانید همین امروز صدای خود را به این حرکت بزرگ برسانید. روی دکمه بالای صفحه کلیک کنید و به «سفیران آب» بپیوندید. سفیران آب یعنی کسانی که می‌دانند هر قطره آب صرفه‌جویی‌شده در مزرعه و هر برش نان کمتر دورریخته‌شده در خانه، آینده غذای نسل بعدی ایران را تضمین می‌کند. نوبت شماست که یکی از این سفیران شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متعهد می‌شوم

بعنوان یک شهروند متعهد به ارزش آب در همه جا، با اطلاع‌رسانی و تشویق جامعه به ویژه اطرافیان، دوستان و محیط پیرامون در پیوستن به پویش آب، زندگی، آینده، ترویج فرهنگ مصرف بهینه و بهره‌وری و جلوگیری از هدر رفت بیهوده آب دعوت خواهم کرد.